پرستش
پرستش
دیروز "نژاد پرستی" را دیدم
نفس های آخرش را هنگام جان دادن می شنیدم
خدا آرام می خندید..
آفرین می گفت مردمی را که
در انتهای بن بست تاریکی رگش را می زدند !
آرام آرام که به درک واصل می شد
و اجزایش یک به یک
بر سنگفرش خیابان می پاشید
با تکه تکه شدن رحمش
" دین پرستی" زاده شد ...
و جهان کم کم فراموش کرد
که دین پرستی زاده ی نژادپرستی است..
با ظاهری فریبنده تر
و گیسوانی مسخ کننده تر از مادرش!
من بودم و میدیدم
جهانی را که کم کم فراموش میکرد
که دین را نه , خدای را باید پرستید
من بودم و می دیدم
خدایی که دیگر نمی خندید ....
دیروز "نژاد پرستی" را دیدم
نفس های آخرش را هنگام جان دادن می شنیدم
خدا آرام می خندید..
آفرین می گفت مردمی را که
در انتهای بن بست تاریکی رگش را می زدند !
آرام آرام که به درک واصل می شد
و اجزایش یک به یک
بر سنگفرش خیابان می پاشید
با تکه تکه شدن رحمش
" دین پرستی" زاده شد ...
و جهان کم کم فراموش کرد
که دین پرستی زاده ی نژادپرستی است..
با ظاهری فریبنده تر
و گیسوانی مسخ کننده تر از مادرش!
من بودم و میدیدم
جهانی را که کم کم فراموش میکرد
که دین را نه , خدای را باید پرستید
من بودم و می دیدم
خدایی که دیگر نمی خندید ....
- ۷۶۲
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط