سلام ای آدمی ای دل که اصل روح دلداری
سلام ای آدمی ای دل که اصل روح دلداری
الا ای دل مگر کوری که ره گم کرده دلداری
گهی محروم دلدار و گهی در دل هوی داری
گهی مسحور سحر ساحر و در سحر دلداری
گهی در حرص اموال و دلی را در طمع داری
دمی حال عدو داری دمی در کار دلداری
گهی عطر گلی داری گهی گل را هواداری
دلا اسم آدمی داری ، گل گلهای دلداری
الا ای آدمی حالا که دل داری و دلداری
الا ای دل که ره سوی کمال و درک دلداری
صلاح کار دل را در کلام کامل حی احد داری
دلا سالک مرام و صالح و وصلی و دلداری
ولی را دل علی داری و در مهر علمداری
رها در عطر مولا و مهی در کوی دلداری
سحر هو در دعا داری و دلگرم علمداری
دلآرامی ، معطر در هوای کوی دلداری
الا ای دل مگر کوری که ره گم کرده دلداری
گهی محروم دلدار و گهی در دل هوی داری
گهی مسحور سحر ساحر و در سحر دلداری
گهی در حرص اموال و دلی را در طمع داری
دمی حال عدو داری دمی در کار دلداری
گهی عطر گلی داری گهی گل را هواداری
دلا اسم آدمی داری ، گل گلهای دلداری
الا ای آدمی حالا که دل داری و دلداری
الا ای دل که ره سوی کمال و درک دلداری
صلاح کار دل را در کلام کامل حی احد داری
دلا سالک مرام و صالح و وصلی و دلداری
ولی را دل علی داری و در مهر علمداری
رها در عطر مولا و مهی در کوی دلداری
سحر هو در دعا داری و دلگرم علمداری
دلآرامی ، معطر در هوای کوی دلداری
- ۸۸۳
- ۲۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط