هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_75
همینکه رو صندلی نشستم حرصی لب زد:
+ این زنیکه باز ک.شر گفت بهت؟
سری به منفی تکون دادم ساندویچشو گذاشتم جلوش ..
از سر جاش بلند شد
+ بزار برم پاره اش کنم!!
سریع جلوشو گرفتم ..
برعکس من که همیشه آروم بودم..
ملیسا خیلی سلیطه بود همش دعوا میکرد..
روی صندلی نشوندمش و رو لپشو محکم بوس کردم که صورتشو پاک کرد
+ تف تفیم کردییی اییی!
چپ چپ نگاهش کردم که خنده بانمکی کرد ..
گاز بزرگ به ساندویچم زدم پشتشم دوغ خوردم ..
+مثل گاو میخوره بعد هیکلشوو!!
چپ چپ نگاهش کردم اشاره ای به خودم کردم:
_اسکولل! ۶۵ کیلو ام والا هر چی میخورم گوشت میشه..
با هیزی نگاهی به بالا تنه و پایین تنه ام کرد :
+جاهای خوبی هم گوشت شده!
از زیر میز لگدی به پاش زدم:
_خفه شو آشغال هیز!
بعد لباشو غنچه کرد :
+ جووون
خندم گرفت سعی کردم جلو خندمو بگیرم ‌.‌.
بعد از تموم کردن غذامون از سرجامون بلند شدیم ..
ملیس با خستگی کمرشو صاف کرد:
+ خداروشکر کلاس اخرهه!!
با ذوق سری تکون دادم ..
با یادآوری ترم آخر که دوماه دیگه شروع میشد ناراحت سرمو انداختم پایین..
دیدگاه ها (۲۵)

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط