شروع میکنی بنویسی، خودکار تو دستت میگیری و یه کاغذ سفید م

شروع میکنی بنویسی، خودکار تو دستت میگیری و یه کاغذ سفید میزاری رو میز، نوک خودکارت و میچسبونی به کاغذ و برای اینکه چیزی واسه نوشتن یادت بیاد شروع به نوشتن سربرگ میکنی، تاریخ میزنی بازم چیزی برای نوشتن به ذهنت نمیاد، خط خطیش میکنی، عصبی میشی، خودکارت و پرت میکنی و جای کاغذ مچاله شدتم کنج اتاقِ، وقتی نتونی بنویسی یعنی موقتن مُردی...
#ارمیاچناری
#deep_feeling
دیدگاه ها (۵)

Part 18

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

بعضی وقتها فقط یه تلنگر کوچیک کافیه تا منفجر شی،تا از بالای ...

خودکارم تمام خواهد شد، همین الان شاید احساس کردی نیازی به نو...

#تکپارتی..#پرنسس..کلافه نفسی عمیق کشید و دست هایش رو روی کلا...

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۲۱~چون تو دختری+چه ربطی داره~موقع...

چند پارتی نامجون پارت¹یه روز کسل کننده دیگه تو مدرسه است و ت...

سناریوموضوع:وقتی گوشی اعضا رو چک کنی.کای:وقتی گوشیشو چک کنی ...

مرد سایه ها 5

_عروسک خانوم من_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط