{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره

پُر از خاطرات ترک خورده‌ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم

اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم

اگر دل دلیل است، آورده‌ایم

اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم!

اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم!

گواهی بخواهید، اینک گواه:

همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم!

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده‌ایم

...شادروان قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

مهمان آتشراحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده استدر پیله ابریشم...

من نمیگویم درین عالمگرم پو، تابنده، هستی بخشچون خورشید باشتا...

من پیر فنا بدم جوانم کردیمن مرده بدم ز زندگانم کردیمی ترسیدم...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

سراپا اگر زرد پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گل...

سراپا اگر زرد پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایمچو گلدان خ...

دلی سربلند و سری سر بزیر تا آخرین قطره استاده ایم

.سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم‌،ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم‌ چو ...

سراپا اگر زرد و پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایمچو گلدان...

سیاسی

سراپا اگر زرد پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایمچو گلدان خ...

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم،ولي دل به پائيز نسپرده ايم...چو گ...

سراپا اگر زرد پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط