{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لحظه خواستم

یک لحظه خواستم

چون کودکی که

ناشیانه

دست در آتش فرو بَرَد

خواستم تو را ..

#گروس_عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

خیالتلیوانِ آبی ست که هر شب بالای سر می گذارمنیمه شب از خواب...

آیینه ها دچار فراموشی اندو نام توورد زبان کوچه ی خاموش امشب...

چهاحوال خوبی‌ستمثل پیراهنتاسیر آغوش تو باشم ..#امیر_وجود

دنیای ساده‌ای داریمگاهی اگر دعوا می‌کنیمسر این استکه من عاشق...

الله اکبر اتش سوزی و انفجار در انگلیس تو قسمت صنعتیشم هستاخب...

خوشبختی شاید همین باشد؛کودکی که در آغوش پدردانه‌های انار را ...

استاد محمد شجاعی قای عراقچی الان وقت این توییت نبود این تویی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط