{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کوفه داغ بر جگرم میگذاشتند

در کوفه داغ بر جگرم میگذاشتند
با چکمه پا به روی پرم میگذاشتند

حتی محله ی خودمان هم محل نداد
شاگردهام سر به سرم میگذاشتند

تا بین راه داد مرا در بیاورند
آوازه خوان به دور و برم میگذاشتند

از ناقه ها پیاده شدن مشکل است، کاش
یک محرمی برای حرم میگذاشتند

ای کاش کهنه پیروهن یوسف مرا
بهر دوای چشم ترم میگذاشتند

در کوچه های کوفه پریشان شدم حسین
با دسته بسته راهیه زندان شدم حسین
#رضا_قربانی
دیدگاه ها (۱)

آنقدر ناله شدم تا جگرم ریخت حسینآنقدر اشک که مژگان ترم ریخت ...

یک اربعین برای تو حیران شدم حسینمانند گیسوی تو پریشان شدم حس...

دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردندفارغ از خویش به آنسوی زمان...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

🖤 خداحافظ پدر...🌷 #رهبر_شهید〖رهبرشھیدم‌سیدعلـی〗ـــــــــــــ...

کاش یکم بارون میومد

🔴 نماهنگ فوق‌العاده عالی و جدید《لبیک یا امام سید مجتبی》🎥 نسخ...

🔥🔥🔥

امام سیدمجتبی خامنه‌ای حفظه الله تعالی: 🌷برای شهدای🇮🇷مظلوم و...

خداوند هم «ساعت زنگی» دارد.علامه حسن زاده آملی : بنده سالیان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط