عاشقی کاش کمی رحم و مدارا میکرد
عاشقی کاش کمی رحم و مدارا میکرد
لحظهای که دل دیوانه تمنا میکرد
آن زمان که در و دیوار چو تصویر نگار
مُردنم را کف این خانه تماشا میکرد
کاش دلدادگی اش مثل خودم عاشق بود
و مرا شادترین عاشق دنیا میکرد
دوری سنگدلش کاش همین الساعه
قبل و اکنون مرا قاتل فردا میکرد
خاطره کاش نمیرفت و خودش را امشب
همنشین من دیوانهء تنها میکرد
قبل از این حادثههای تهی از عشق و وفا
عشق را کاش دل عاشقم حاشا میکرد
آخرین حسرتم این است که ای کاش کسی
قطرهای اشک نثار جسد ما میکرد
نشد اینگونه ولی باز دل ساده من
بعد مرگش هوس چشم فریبا میکرد
ارس آرامی
لحظهای که دل دیوانه تمنا میکرد
آن زمان که در و دیوار چو تصویر نگار
مُردنم را کف این خانه تماشا میکرد
کاش دلدادگی اش مثل خودم عاشق بود
و مرا شادترین عاشق دنیا میکرد
دوری سنگدلش کاش همین الساعه
قبل و اکنون مرا قاتل فردا میکرد
خاطره کاش نمیرفت و خودش را امشب
همنشین من دیوانهء تنها میکرد
قبل از این حادثههای تهی از عشق و وفا
عشق را کاش دل عاشقم حاشا میکرد
آخرین حسرتم این است که ای کاش کسی
قطرهای اشک نثار جسد ما میکرد
نشد اینگونه ولی باز دل ساده من
بعد مرگش هوس چشم فریبا میکرد
ارس آرامی
- ۱.۱k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط