روزی برای زخمهایم مرحمی یافتم اما نمیدانستم آن زهری بود ک
روزی برای زخمهایم مرحمی یافتم اما نمیدانستم آن زهری بود که من بر روی زخمهایم میگذاشتم و وجود خود را کم کم نابود می کردم آری ناامیدی آنچنان زهری است که هر روزش مرا بیشتر از طاب توان می اندازد
- ۱۶۴
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط