{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره تقریبا هفت سالش بود

پسره تقریبا هفت سالش بود
تنها کنار پیاده رو نشسته بود
گفتم شاید گم شده
رفتم بهش گفتم:
کوچولو راه خونتونو گم کردی؟
گفت:نه اسکول،منتظر زیدمم
دیدگاه ها (۸)

اغا متنام چرا نصفه میااااااد

ﺳﺮِ ﮐﻼﺳﻬﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ؛ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻋﻄﺴﻪ ﮐﻨﻪ :ﻫﯿﺸﺸﺸﺶ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻋ...

قدیما اگه باباها از دسته بچه شون ناراحت میشدن میگفتن کاری نک...

ﻋﺎﻗﺎ ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺎﺳﯽ ﺑﻠﻨﺪ(ﭘﺮﺍﺩﻭ...

سلام

یکی‌ می‌گفت یه یارویی رو دوست داشتم. اولش خیلی خوب بود باهام...

My uncle (part 65)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط