{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درتاریخ من وتاریخ تو؛

درتاریخ من وتاریخ تو؛
اےبانوےمن چه مےگذرد!!
که هرگاه؛
بوسه هایم را برگیسوان تو
پراکندم؛
گیسوانت بلندتر شد!!!!
دیدگاه ها (۱)

.گفتا که می بوسم تو را،گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی، گف...

بی وفا باشی شکایت می کنندبا وفا باشی خیانت می کنندمهربانی گر...

تونافذترین چشمها رادارے؛حتےوقتے؛چشمهامو مےبندممےتونم توروببی...

من شعرهایم رااز دیوان چشمهاےتو مےدزدمـ...دیوان قشنگیستـــ!!

ادامه پارت قبل👍😃آنیا لبخند زد؛ کوچک، اما کاملاً مطمئن."از تو...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط