عجب وفایی داره این دلتنگی

عجب وفایی داره این دلتنگی!
تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی می گی و می خندی
بعد که از همه جدا شدی از کنج تاریکی میاد بیرون
وایمیسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت
برمیگرده در گوشت میگه :خوبی رفیق؟ بازم خودمم و خودت!
دیدگاه ها (۲)

دلم می‌خواد یه مدتی همین‌جور بی‌خیال، برای خودم زندگی کنم. ف...

لیاقت میخواهد... بودن در قلب دخترکی که تمام دنیایش، حرف های ...

میروم تا در میخانه کمی مست کنم* جرعه بالا بزنم آنچه نباید بک...

سالهاست عبور کرده ام از خویش... یادم بخیر... " حال " ام خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط