{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

مــــاه را

بیشــــتر از همه دوست می داشتی

و حالا

ماه، هر شب

تـــو را به یاد مـــن می آورد

می خواهم فراموشت کنم

اما این مــــاه

با هیچ دســـتمالی

از پنجــــره پــاک نمی شـــود . . .
دیدگاه ها (۲)

•مردانگی آنجاستجایی که پسر بچه ای هنگام بازیبرای اینکه دوست ...

گفت من مادرت هستم که بهشت در دستان من بودگفتم پس چرا الان زی...

راز من  هيچ جز حسرت نباشد كار منبخت بد بيگانه اي شد يار منبي...

این گلو میخام تقدیم کنم به دختر خاله گلم سایه جون..که امروز ...

گفتم فراموشت کنم،اما مگر می‌شودکسی را کهدر تمامِ منجا گذاشته...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

از هر طرف که می‌روم شب است. با تو یا بی تو، همه چیز از دست ر...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

حالا حس می‌کنم روی لبه پرتگاه این دنیا ایستاده‌ام ، یک لایه ...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط