تو را میخواهم،
تو را میخواهم،
نه برای امروز و فردا؛
تو را میخواهم برای تمامِ لحظهها،
برای هر نفس، برای هر رؤیا.
؛
تو را میخواهم، دلبرِ من...
نه از سرِ هوس، نه برای پر کردنِ تنهایی،
بلکه برای آن آرامشی که فقط با یاد تو در دلم مینشیند.
تو را میخواهم، شبیه کسی که یک رؤیای دور را با تمام وجودش باور کرده؛
شبیه نوری که در تاریکترین شب، راهِ خانه را نشان میدهد.
اگر تمام دنیا از من بپرسد چه میخواهی،
شاید فقط لبخند بزنم و بگویم:
«هیچ چیز زیادی نمیخواهم...
فقط تو باشی، عزیزِ من؛
همین برای آرام شدنِ این دل کافیست.»
نه برای امروز و فردا؛
تو را میخواهم برای تمامِ لحظهها،
برای هر نفس، برای هر رؤیا.
؛
تو را میخواهم، دلبرِ من...
نه از سرِ هوس، نه برای پر کردنِ تنهایی،
بلکه برای آن آرامشی که فقط با یاد تو در دلم مینشیند.
تو را میخواهم، شبیه کسی که یک رؤیای دور را با تمام وجودش باور کرده؛
شبیه نوری که در تاریکترین شب، راهِ خانه را نشان میدهد.
اگر تمام دنیا از من بپرسد چه میخواهی،
شاید فقط لبخند بزنم و بگویم:
«هیچ چیز زیادی نمیخواهم...
فقط تو باشی، عزیزِ من؛
همین برای آرام شدنِ این دل کافیست.»
- ۳.۰k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط