خواهی آمد ‌ای سوار سبزپوش

خواهی آمد ‌ای سوار سبزپوش
لحظه‌هایم را بهاری می‌کنی

️با نگاه خویش در متنِ زمین
عشق را هر لحظه جاری می‌کنی

خواهی آمد، خوب می‌دانم هنوز
می‌نشینم روز‌ها چشم انتظار

️خیره بر بی‌انتهای جاده‌ها
می‌نشینم با نگاهی اشکبار

ای بهار آخرین کی می‌رسی؟
من غریب و خسته اینجا مانده‌ام

️در عبور بی‌دریغ لحظه‌ها
من کنار خویشتن جا مانده‌ام

فصل‌ها را باز هم پر می‌کند
گریه من، شیون من، سوز من

تا ببینم لحظه‌ی موعود را
جمعه می‌شد کاشکی هر روز من!

شاعر: تیمور آقامحمدی
دیدگاه ها (۲)

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_25فصل سیزدهم | ...

عاشقانه های شبنم

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت دوم 𓆪 🖤🥀باران بی‌و...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

ادامه پارت ۱۹صبح روز بعد.ات وارد شرکت شد.اما چیزی عجیب بود.ج...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 3ناتان به سمت در رفت و آن را باز کرد...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

𝖕𝖆𝖗𝖙۵سه روز بعد، قصر مروارید غرق در چراغ‌های طلایی شد.ملکه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط