مافیا عاشق
مافیا عاشق
پارت 7
ویو ات:
نشسته بود رو تخت منم رفتم کنارش نشستم بعد3مین سکوت کوک سکوت رو شکست گفت
کوک: من 2تا سوال میپرسم که تو باید دروغ نکی وگرنه تنبیهت میکنم
ات: ب.. ا... ش.. ه(لکنت از ترس)
کوک: با من ازدواج هنوز نکرده بودی دوست پسر داشتی
ات: ن... ه
کوک: باشه سوال دیگه منو دوست داری
ات: از عمرم زیاد خرگوش
کوک:(😳تعجب)
ویو ات:
رفتیم پایین با کوک بعد صبحونه رو خوردیم من رفتم بالا با دو تا خواهر بازی کنیم ولی کوک پایین بود
ویو کوک:
بعد صبحانه میخواستم بدونم که دوست پسر داره یا نه خب رفتم خونه پدر مامانش در زدم
م. ات: بله
کوک: منم کوک
پ. ات: عه داماد اومده
کوک: یه سوال بپرسم میشه راست بگید
م. پ. ات: اره عزیزم
کوک: میخوام بدونم که ات دپست پسر داشت
م. ات: یدونه داشت تو عمل
کوک: ها پس خدافظ
م. ات:بمون دیگه
کوک: کار دارم ببخشید بای
م. ات. پ. ات: خدافظ
پارت 7
ویو ات:
نشسته بود رو تخت منم رفتم کنارش نشستم بعد3مین سکوت کوک سکوت رو شکست گفت
کوک: من 2تا سوال میپرسم که تو باید دروغ نکی وگرنه تنبیهت میکنم
ات: ب.. ا... ش.. ه(لکنت از ترس)
کوک: با من ازدواج هنوز نکرده بودی دوست پسر داشتی
ات: ن... ه
کوک: باشه سوال دیگه منو دوست داری
ات: از عمرم زیاد خرگوش
کوک:(😳تعجب)
ویو ات:
رفتیم پایین با کوک بعد صبحونه رو خوردیم من رفتم بالا با دو تا خواهر بازی کنیم ولی کوک پایین بود
ویو کوک:
بعد صبحانه میخواستم بدونم که دوست پسر داره یا نه خب رفتم خونه پدر مامانش در زدم
م. ات: بله
کوک: منم کوک
پ. ات: عه داماد اومده
کوک: یه سوال بپرسم میشه راست بگید
م. پ. ات: اره عزیزم
کوک: میخوام بدونم که ات دپست پسر داشت
م. ات: یدونه داشت تو عمل
کوک: ها پس خدافظ
م. ات:بمون دیگه
کوک: کار دارم ببخشید بای
م. ات. پ. ات: خدافظ
- ۳.۷k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط