{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخوانید

#بخوانید

❇❇❇❇
آخرین مهلت:

می گفتːحالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،

خوش باشم،از همه خوشگل ترباشم
همه فقط به من نگاه کنن،
دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور

بکشم سرم و بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد.
خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکهو بعدش توبه می کنم.نماز می خونم،روسری سر می کنم. 
حالا کووو تا اون موقع!
خیییلی وقت دارم...... 
بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،
بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.
حجاب فرضیه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد

#دارلحجاب
دیدگاه ها (۱۱)

این همان شیرینی گناهی است که در دنیا از ان لذت میبردی...

#بخوانید ❇❇❇❇.اینجا کلاسِ درس‌ ...

#بخوانید ❇❇❇❇‌ با...

part:۵name:عشق و جداییویو بورابعد از رفتن اون زنه حسابی ترسی...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

پارت۲خب ادامه ی رمان مارینا و موزانراستی چند روز دیگه عروسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط