{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشت محوطه رو آب و جارو میکرد به زحمت جارو رو ازش گرفتم..

داشت محوطه رو آب و جارو میکرد به زحمت جارو رو ازش گرفتم....
ناراحت شد و گفت: "بذار خودم جارو کنم، اینجوری بدیهای درونم هم جارو میشن..."
کار هر روز صبحش بود،
کار هر روز یه فرمانده‌ی لشکر
#همت_دلها #سردار_شهید‌_حاج_محمدابراهیم_همت #چشمهایش_اما_حکایتی_دارد #اخلاص
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

#کلام_شهید🌹 وصیت نامه شهید بهداد اسدی:من در ضمیر خود این روش...

#شهادت یعنی :متفاوت به آخر برسیم وگرنه مرگ پایان همه قصه هاس...

🚩 ‌شهادت رئیس پلیس آگاهی اسلام‌آباد غرب در یک درگیری مسلحان...

مادر و قابِ عڪستدوستی چند ساله دارندحجم دلتنگی ‌اش را فقط عک...

^فیک جونگکوک^(پارت۳۵)

#پشیمانی پارت 1عادت کرده بودم به هر حال 6 سال بود که خدمتکار...

پارت ۷وبو ا.تچشمام رو باز کردم. هنوز احساس خستگی میکردم. یکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط