{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیطان اصلی کیه ؟

شیطان اصلی کیه ؟

صدای تیک تاک ساعت مثل روی شقیقه ی کاوین می کوبید.
پشت میز ناهار خوری نشسته بود ، با پیراهنی باز موهای سرخ نامرتب و صورت ی بی حوصله که ناگهان پدرش وارد سالن غذا خوری شد اومد رو به روی کاوین نشست انگار میخواست حرفی بزنه اما تردید داشت با اضطراب به پسرش نگاه میکرد
که یهو ...
+باز چی شده پدر ؟!چی میخوای بگی !
پدر کاوین مکثی کرد و بدون مقدمه لب زد :
+باید ازدواج کنی
صدای بم و خشک پدرش طوری فضا رو برید که حتی نفس کشیدن سخت شده
کاوین ابرو بالا انداخت این سوال عجیب از کجا آمده بود قهقهه ای زد و با پوز خندی سوالی گفت:
+ ازدواج ؟باکی؟خودت؟
پدرش نگاه سنگینی بهش انداخت الان انگار جدی بود هوفی کشید و ، بدون لحظه ای تردید گفت :
+جدی باش پسر تو باید با آلفا خانواده (هه)هه تیان ازدواج کنی این از پیش تعیین شده .
اسمی که شنید بود ،مثل سیلی بود . پدرش هروز این هارو تکرار میکرد
کاوین خنده ای کوتاه وبا نیشخد الکی گفت :
+ یعنی بعد از بیست سال بزرگم کردی که منو بندازی تو بغل آلفای رقیب ؟ اونم یه آلفای انیگمای قدرتمند فقط بخاطر یه شرکت ؟ بعد فکر من به همین راحتی میگم چشم ؟
پدر کاوین هوفی کشید و گفت :


___________ &_________&__________&
خب امیدوارم خوشتون بیاد فرشته کوچولو های من
دیدگاه ها (۰)

سلام فرشته کوچولو های منامیدوارم از فیکی که نوشتم خوشتون آمد...

اولی کاوین نانای نادومیتیان عوضی

سلام فرشته کوچولو های منعمو لوکاس هستم از هرچی دوست دا...

قول میدم از عشقت بمیرمولی هیچوقت عاشق یکی دیگه نشم :)

my exp.61e.2/2چند لحظه بعد، در باز شد.  پدرش جلوی در ظاهر شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط