{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت
با لب لعلش خرابم کرد و رفت

با نگاهش جسم و جانم را بسوخت
بعد هم عاشق خطابم کرد و رفت

رهزن دل بود چشم مست او
ز آتش عشقش کبابم کرد و رفت

اشک ریزان همچو شمعی تا سحر
سوختم چندانکه آبم کرد و رفت

عاقبت در جمع عاشقهای خویش
عارفانه انتخابم کرد و رفت

دید رسوا گشته ام در محفلش
بی وفا آخر جوابم کرد و رفت

عشق من آمد ببالینم شبی
با نوای بوسه خوابم کرد و رفت
دیدگاه ها (۵)

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

ﺁﺩﻣــــــــــﺎﯼ ﺭﺍﺳـــــــﺘﮕﻮ ....ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠــــﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋ...

عاشق شوید…نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی…به خاطر تمرکز ذهن ر...

به نام او ... به یاد تو ... فقط برای توحالِ خوبی است که در چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط