{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت
با لب لعلش خرابم کرد و رفت
با نگاهش جسم و جانم را بسوخت
بعد هم عاشق خطابم کرد و رفت
رهزن دل بود چشم مست او
ز آتش عشقش کبابم کرد و رفت
اشک ریزان همچو شمعی تا سحر
سوختم چندانکه آبم کرد و رفت
عاقبت در جمع عاشقهای خویش
عارفانه انتخابم کرد و رفت
دید رسوا گشته ام در محفلش
بی وفا آخر جوابم کرد و رفت
عشق من آمد ببالینم شبی
با نوای بوسه خوابم کرد ورفت
دیدگاه ها (۲۶)

می روی باشــــد بــرو امّــــاخـــــدا را پس بدهکشتـــی بـــ...

قرار ابرهای بی‌وطن بیهوده‌پیمایی‌ستدر آغوشم بگیر ای آسمان! ر...

مے رود قافله ے عمر، چه ها مے ماند..؟هر ڪه غفلت ڪند از قافله ...

‍ با خاطرش امشب هزاران قصه دارماول دلم را دست  مهرش  میسپارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط