آه چه کنم عجب صفایی داشتیم
آه چه کنم عجب صفایی داشتیم
چه آب و هوایی، عجب روستایی داشتیم
چه زمانی ، عجب صلح و صفایی داشتیم
چه مکانی، عجب نان و نوایی داشتیم
چه سلامی، عجب جوابی داشتیم
چه عیدی، عجب بهاری داشتیم
چه شیرین، عجب سخنها داشتیم
همش از شادی و شادمان بودن
سخن از اهل بزرگان می شد
ما سرا پا به گوش می بودیم
قصه های مردی و نامردی ها
جای حسرت خوردن دارد که،
قدیما کم و بیش همه انسان بودن
احترام بزرگان گذشت از جان بود
آه، امروز همه اش از بین رفته، مرده
روز و شب در گذر نامردیست
سخنان بزرگان همه اش از بین رفته
چه کنم عجب صفابی داشتیم
حیف و صد حیف همه اش در خاک رفته
آن همه صلح وصفا،مهرومحبت
نه دگر یافت ونه دگربازآید
ازآن همه روزو شب حسرتی بیش نمانده
آه چه کنم هیچ دری به روی خندیدن باز نیست
نه دگر صلح و صفایی با قیست
نه سلامی نه جوابی......
چه آب و هوایی، عجب روستایی داشتیم
چه زمانی ، عجب صلح و صفایی داشتیم
چه مکانی، عجب نان و نوایی داشتیم
چه سلامی، عجب جوابی داشتیم
چه عیدی، عجب بهاری داشتیم
چه شیرین، عجب سخنها داشتیم
همش از شادی و شادمان بودن
سخن از اهل بزرگان می شد
ما سرا پا به گوش می بودیم
قصه های مردی و نامردی ها
جای حسرت خوردن دارد که،
قدیما کم و بیش همه انسان بودن
احترام بزرگان گذشت از جان بود
آه، امروز همه اش از بین رفته، مرده
روز و شب در گذر نامردیست
سخنان بزرگان همه اش از بین رفته
چه کنم عجب صفابی داشتیم
حیف و صد حیف همه اش در خاک رفته
آن همه صلح وصفا،مهرومحبت
نه دگر یافت ونه دگربازآید
ازآن همه روزو شب حسرتی بیش نمانده
آه چه کنم هیچ دری به روی خندیدن باز نیست
نه دگر صلح و صفایی با قیست
نه سلامی نه جوابی......
- ۸۲۶
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط