رمان فرفری من

رمان فرفری من
پارت دوم
از اتاقم اومدم بیرون که صدای آیفون اومد
کیه ؟
رزیم چه عجب خانم بیدار شد بدو دیر شد
جنی: الان می ام
رزي به ترین دوستمه که از کلاس اول تا الان با همیم.....
آها راستی من جنی هستم ۱۹ سالمه حساب داری میخونم.
رنگ چشام که ابیه پوستم سفید موهام قهوه ای روشن و یه داداش بزرگتر از خودمم دارم که اسمش سو جو ۲۳ سالشه روی رزي کراش است هر چقدر هم بهش میگم رزي رل داره نمیفمه که....
در حیاط باز کردم که دیدم رزي جلو در وایساده
رزي گفت: به به بریم؟
جنی:بریم
رفتیم داخل کلاس که دیدم استاد سر کلاسه. جنی: وای رزي فکر کنم نابود شدیم.
استاد: این چه وقت اومدنه؟
جنی: آخه استاد......
استاد: حرف نباشه برید بنشینید دفعه آخرتونم باشه که دیر می آید(عصبانی)

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۴)

رمان فرفری من پارت سومرفتیم نشستیم که یک پسوری از پشت سرمون...

رمان فرفری من پارت چهارمرزي آروم در گوشم گفت:خفه شو حالا دوت...

موضوع:رمان فرفری منامیدوارم که دوست داشته باشید. نوع داستان ...

لطفا نظر هاتون را بگید🙏🙏

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط