{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوعرمان فرفری من

موضوع:رمان فرفری من

امیدوارم که دوست داشته باشید.
نوع داستان : عاشقانه
پارت اول
ساعت ۶:۳۰ صبح بود. با صدای آلارم گوشیم چشامو باز کردم ولی قطعش کردم دوباره خوابیدم.
مامان جنی: جنی جنی بیدار شو ۷:۰۵ می خوای روژ اول دانشگاه دیر برسی؟
با شنیدن ساعت چشام گرد شد. کی ساعت ۷:۰۵ شد؟
اه اصلا چرا باید ساعت ۷ پاشیم بریم دانشگاه .
بالاخره بلند شدم و رفتم داخل آشپزخانه. به‌به دست مامانم درد نکنه صبحانه‌ ام که آماده کرده قربونش برم.
روی یکی از صندلی ها نشستم و شروع به خوردن صبحانه کردم......
وقتی صبحانه ام تمام شد رفتم توی اتاقم و یک مانتوی کرم تا بالای زانو با یک شلوار زیتونی و مقنعه مشکی سر کردم و یه ارایش ملایم کردم....
رفتم جلوی آینه و یه نگاه به سر تا پای خودم انداختم اووف عجب جیگریم من

ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۴)

رمان فرفری من پارت دوماز اتاقم اومدم بیرون که صدای آیفون ا...

رمان فرفری من پارت سومرفتیم نشستیم که یک پسوری از پشت سرمون...

لطفا نظر هاتون را بگید🙏🙏

😂😂😂😂😂🤣🤣🤣😅😅

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹( ویو کاترینا )با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم ...

My uncle (part 13)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط