{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهي بود که فقط يک چشم و يک پا داشت.

پادشاهي بود که فقط يک چشم و يک پا داشت.
پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا يک پرتره زيبا از او نقاشي کنند.
اما هيچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه مي‌توانستند با وجود نقص در يک چشم و يک پاي پادشاه، نقاشي زيبايي از او بکشند؟

سرانجام يکي از نقاشان گفت که مي‌تواند اين کار را انجام دهد و يک تصوير کلاسيک از پادشاه نقاشي کرد.
نقاشي او فوق‌العاده بود و همه را غافلگير کرد.
او شاه را در حالتي نقاشي کرد که يک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گيري با يک چشم بسته و يک پاي خم شده.

چرا ما نتوانيم از ديگران چنين تصاويري نقاشي کنيم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان...
دیدگاه ها (۱)

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

زندگینامه نووا

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاش...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.پادشاه به تمام نقاشان...

پادشاهی با یک چشم و یک پا! ؛پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پ...

پادشاهی با یک چشم و یک پا پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا ...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط