{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی با یک چشم و یک پا

پادشاهی با یک چشم و یک پا
پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟
سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.
چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان.
دیدگاه ها (۲)

انگشت و خیک مردی از راه فروش روغن ثروتی کلان اندوخته بود و ب...

این قانون بیمارستان پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود...

دختر و عروس از دید مادر از خانمی پرسیدند: «شنیده‌ام پسر و دخ...

صندلی در کلاس فلسفه يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به ...

پادشاهی با یک چشم و یک پا! ؛پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پ...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.پادشاه به تمام نقاشان...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاش...

نقاشی پرتره از پادشاه یک چشم و یک پا پادشاهی بود که فقط یک چ...

پادشاهی با یک چشم و یک پا پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا ...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط