{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...
هوای دیدنت پروانه ام کرد...

شدم آواره تا یابم نشانت...
هوای هجر تو بی خانه ام کرد...

دلم می از نگاهت نوش می کرد...
فراقت راهی میخانه ام کرد...

نگشتم مست هرگز از شرابی...
می چشمان تو مستانه ام کرد...

رفیقم عشق بود و خاطراتت...
جدایی همدم پیمانه ام کرد...

دلم آباد بود از وصلت ای یار...
ولی هجران تو ویرانه ام کرد...

به عاشق گفت عاقل کس شناسی؟
بگفت او از همه بیگانه ام کرد...
دیدگاه ها (۲)

بزن باران که حسی زرددارمشبیه بغضهایت درد دارممیان اشکهایت هی...

سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتوبیقرارت مانده ام، با آن...

ﻣــﺮﺩ ﻫﻢ ﻗﻠﺐ ﺩﺍﺭﺩ! ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯾﺶ... ...

باز با مهتاب وشب یاد تو پیدا می شوداشکهایم در فراقت باز دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط