{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت

حکایت رفاقت
حکایت سنگهای کنارساحله
اول یکی یکی
جمعشون میکنی تو بغلت
بعدشم یکی یکی
پرتشون میکنی تو آب
اما بعضی وقتا یه
سنگهای قیمتی گیرت میاد
که هیچوقت نمیتونی پرتشون کنی

❤ ️تقدیم به همه دوستان عزیز
دیدگاه ها (۶)

عشـــــقمساحت مشخصی نداردگاهی به اندازهیک دل است و گاهی به ب...

بزن لبخند دنیا لاله‌گون استتمام غصه‌هایت واژگون استبزن لبخند...

شب تولدم پارت 55فصل دوم پارت 26جونگ کوک: داری دیوونم میکنی ا...

SCENARIO... 💋🖤STRAY KIDS ...SUBJECT :وقتی وسط دعوا یهو بوسشو...

#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤 #السلام_علیک_یا_ابا_عبد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط