شب تولدم
شب تولدم
پارت 55
فصل دوم
پارت 26
جونگ کوک: داری دیوونم میکنی ات چرا باید برمممم(داد)
ات: چون هر روز یجور رفتار میکنی که نمیدونم باید چیکار کنم عاییی تهیونگ وایسا دستمو ول کن اخخخ دلم
نیلا: ات نباید زیاد راه بری
کلی: مخصوصا الان هنو تازه
ات: دلمممم درد میکنه عایی
تهیونگ: من بغلت کنم
ات نه میخوام راه برم
جونگ کوک: مگه نمیبینی نمیتونی براتت بده بفهم (اتو بغلش کرد)
ات: نمیخوام بغل تو باشم بزارم زمین اصلا برو لباستو در بیار برو تو جمع اون دخترا
جیمین: واییی چه دعواییی میکنین
جونگ کوک: ات تروخدا صبر کن یکم دیگه مونده برسیم خونه لجبازی نکن
ات: من میرم یه اتاق دیگه میخوابم اتاقتو نمیام
جونگ کوک: اتاق دیگه نداریم 3 خوابه
ات: یکی از اتاقا یه تخت دو نفره داره یه ینفره هرکی بره اونجا منم میرم جز تو
جونگ کوک: اتتت لجبازی نکن
ات: جونگ کوک مغازههه انگشتر دارهه من انگشتر میخوام
جونگ کوک: بچم یکم حالش خوب نیست برو ببینم چی میخوای (اتو گذاشت پایین و دستشو گرفت)
ات: سلام
فروشنده: بفرمایید
ات: میشه اون انگشتر رو ببینم
فروشنده: اره عزیزم ولی اینا طلای سفیده قیمتش بالا دو تا دارم ازش فقط
ات: جونگ کوک دوتاش بگیریم
جونگ کوک: مظلوم تر شو
ات: جونگ کوک تروخدا دوتاشو بگیریم
جونگ کوک: باشه عشقم ولی یکیشو بگیر دوتا میخوای چیکار
جیمین: نیلا تو چیزی نمیخوای؟
نیلا: نه
ات: یکی برا خودم یکی برا تو
جونگ کوک: باشه قشنگم اقا بفرمایید (کارتشو میده)
فروشنده: خیلی خوش اومدین
تهیونگ: کلی چیزی میخوای بردار
کلی: نمیخوام نمیخوام بریم خوابم میاد
ات: حالا اشتی ولی هنوزم پیش تو نمیخوابم
جونگ کوک: نچ من بدون تو خوابم نمیبره
ات: من میخوام فردا باهاتون بیام کنار ساحل قدم بزنیما بدون من نرین ها باشه تهیونگ عاییی دلم
جونگ کوک: بیا بغلت کنم
تهیونگ: بچه جان صبح هم همینه نمیتونی راه بری
ات: منم میخوام بیام میتونم تا صب خوب میشم
جونگ کوک: تا صب پرنسسم خوب میشه
تهیونگ: فعک نکنم ولی باشه باید 7 صب بیدار شی
ات: باشه
پارت 55
فصل دوم
پارت 26
جونگ کوک: داری دیوونم میکنی ات چرا باید برمممم(داد)
ات: چون هر روز یجور رفتار میکنی که نمیدونم باید چیکار کنم عاییی تهیونگ وایسا دستمو ول کن اخخخ دلم
نیلا: ات نباید زیاد راه بری
کلی: مخصوصا الان هنو تازه
ات: دلمممم درد میکنه عایی
تهیونگ: من بغلت کنم
ات نه میخوام راه برم
جونگ کوک: مگه نمیبینی نمیتونی براتت بده بفهم (اتو بغلش کرد)
ات: نمیخوام بغل تو باشم بزارم زمین اصلا برو لباستو در بیار برو تو جمع اون دخترا
جیمین: واییی چه دعواییی میکنین
جونگ کوک: ات تروخدا صبر کن یکم دیگه مونده برسیم خونه لجبازی نکن
ات: من میرم یه اتاق دیگه میخوابم اتاقتو نمیام
جونگ کوک: اتاق دیگه نداریم 3 خوابه
ات: یکی از اتاقا یه تخت دو نفره داره یه ینفره هرکی بره اونجا منم میرم جز تو
جونگ کوک: اتتت لجبازی نکن
ات: جونگ کوک مغازههه انگشتر دارهه من انگشتر میخوام
جونگ کوک: بچم یکم حالش خوب نیست برو ببینم چی میخوای (اتو گذاشت پایین و دستشو گرفت)
ات: سلام
فروشنده: بفرمایید
ات: میشه اون انگشتر رو ببینم
فروشنده: اره عزیزم ولی اینا طلای سفیده قیمتش بالا دو تا دارم ازش فقط
ات: جونگ کوک دوتاش بگیریم
جونگ کوک: مظلوم تر شو
ات: جونگ کوک تروخدا دوتاشو بگیریم
جونگ کوک: باشه عشقم ولی یکیشو بگیر دوتا میخوای چیکار
جیمین: نیلا تو چیزی نمیخوای؟
نیلا: نه
ات: یکی برا خودم یکی برا تو
جونگ کوک: باشه قشنگم اقا بفرمایید (کارتشو میده)
فروشنده: خیلی خوش اومدین
تهیونگ: کلی چیزی میخوای بردار
کلی: نمیخوام نمیخوام بریم خوابم میاد
ات: حالا اشتی ولی هنوزم پیش تو نمیخوابم
جونگ کوک: نچ من بدون تو خوابم نمیبره
ات: من میخوام فردا باهاتون بیام کنار ساحل قدم بزنیما بدون من نرین ها باشه تهیونگ عاییی دلم
جونگ کوک: بیا بغلت کنم
تهیونگ: بچه جان صبح هم همینه نمیتونی راه بری
ات: منم میخوام بیام میتونم تا صب خوب میشم
جونگ کوک: تا صب پرنسسم خوب میشه
تهیونگ: فعک نکنم ولی باشه باید 7 صب بیدار شی
ات: باشه
- ۱.۰k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط