{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ "چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت ڪه از دوری"

‍ "چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت ڪه از دوری"
در این بیقوله از تنهایی ام انگار می میرم

کجا عاشق چو من دارد تحمل کردن دوری
که در خواب و خیال از بوسه هایت بوسه می گیرم

اگر چه رسم این دنیا مرا از تو جدا کرده
ولی در خواب آن دنیا در آغوش تو درگیرم

در آغوشت بهشتی دارم و از غم نشانی نیست
چه سود از خواب بر می خیزم و از غصه دلگیرم

مرا این زنده می دارد که شبها بیادت هستم
ولی از این غم دوری هر روزم زمین گیرم
دیدگاه ها (۳۸)

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر ها...

*گفته بودی... هستی همیشهتا که درد دل کنم گفته بودی... مرهم د...

تا زمانی که رسیدن به تو امکان داردزندگی درد قشنگیست که جریان...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط