{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ "چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت ڪه از دوری"

‍ "چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت ڪه از دوری"
در این بیقوله از تنهایی ام انگار می میرم
کجا عاشق چو من دارد تحمل کردن دوری
که در خواب و خیال از بوسه هایت بوسه می گیرم
اگر چه رسم این دنیا مرا از تو جدا کرده
ولی در خواب آن دنیا در آغوش تو درگیرم
در آغوشت بهشتی دارم و از غم نشانی نیست
چه سود از خواب بر می خیزم و از غصه دلگیرم
مرا این زنده می دارد که شبها بیادت هستم
ولی از این غم دوری هر روزم زمین گیرم
دیدگاه ها (۴)

همان کسی که سکوت مرا نشانه گرفتهمین که حرف دلم شد فقط بهانه ...

ناگزیر از سفرم، بی‌سر و سامان، چون «باد»به «گرفتارِ رهایی» ن...

میشود درد دلم را به تو ابراز کنمنفسم را به نفسهای دلت ساز ...

یک نفر دل به شما بست، همین ست که هستاگر او عاشق اگر مست، همی...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط