نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم نون و پنیر و سبزی تو ب
نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی
چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمیدید هوا نبود نفس نبود قصه به آخر نرسید
قصه های مادر بزرگ آینه ی خود منه طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه
با دستای رفاقته تاریکی وحشت نداره نوری که حرف آخره به قصه مون پا میذاره
حیفه که شهر آینه سیاه بشه حروم بشه قصه ی تو قصه ی من اینجوری ناتموم بشه
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمیدید هوا نبود نفس نبود قصه به آخر نرسید
قصه های مادر بزرگ آینه ی خود منه طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه
با دستای رفاقته تاریکی وحشت نداره نوری که حرف آخره به قصه مون پا میذاره
حیفه که شهر آینه سیاه بشه حروم بشه قصه ی تو قصه ی من اینجوری ناتموم بشه
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
- ۲.۱k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط