{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم نون و پنیر و سبزی تو ب

نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی

چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمیدید هوا نبود نفس نبود قصه به آخر نرسید

قصه های مادر بزرگ آینه ی خود منه طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه

با دستای رفاقته تاریکی وحشت نداره نوری که حرف آخره به قصه مون پا میذاره

حیفه که شهر آینه سیاه بشه حروم بشه قصه ی تو قصه ی من اینجوری ناتموم بشه

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
دیدگاه ها (۱)

نون و پنیر و هق هق سفره سرد عاشقنون و پنیر و فندق رخت عزا تو...

خیلی قشنگه حتما بخونیدآی قــصــــه قــصــــه قــصــــه *نـــ...

آی دونه دونه دونهنون و پنیر و پونهقصه بگم براتون ؟قصه ی عاشق...

دیدی چیکار کردی !! آرزوی اینو کهتو شب عروسی بهش بگن چقد خوشگ...

✅ کی شود دریا ز پوز سگ نجس؟

انقد هرزه بودی مثله لبه ساحل همه باهات خاطره دارنما بچه های ...

آقای مهراب خانم ریحانهبعد ۶ سال روبروی همدیگه قرار گرفتینولی...

گل فروش سر کوچه میگفت:ما بچه بودیم.بابام یخ فروش بود گاهی در...

⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی #تا_انتها_بخوانید

پای دردودل یه گل فروش...ما بچه بودیم.بابام یخ فروش بود گاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط