نون و پنیر و هق هق سفره سرد عاشق
نون و پنیر و هق هق سفره سرد عاشق
نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق
نون بیات و حلوا سوخته حریر دریا
نون و پنیر و گردو قصه شهر جادو
نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم
نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی
پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا
دوباره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها
حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون
از کاشی های آبی مون سز زده فواره خون
نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم
نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی
قصه جادوگر بد که از کتابا می اومد
نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن میزد
کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود
برای گیس گلابتون اون روز مثل همیشه بود
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
ازمرگ جادوگر بد که از کتابا می اومد
نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم
نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی
چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمی دید
هوا نبود نفس نبود قصه به آخر نرسید
قصه های مادربزرگ آئینه خود منه
طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه
با دستای رفاقتت تاریکی وحشت نداره
نوری که حرف آخره به قصه مون پا میذاره
حیفه که شهر آئینه سیاه بشه حروم بشه
قصه تو قصه من اینجوری ناتموم بشه
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
از مرگ جادوگر بد که از کتابا می اومد
تا شعر گیس گلابتون یه شعر پر امید باشه
آئینه های تو به تو هر کدومش خورشید باشه
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جاوگر بگه
از مرگ جاوگر بد که از کتابا می اومد
نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق
نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی
نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق
نون بیات و حلوا سوخته حریر دریا
نون و پنیر و گردو قصه شهر جادو
نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم
نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی
پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا
دوباره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها
حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون
از کاشی های آبی مون سز زده فواره خون
نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم
نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی
قصه جادوگر بد که از کتابا می اومد
نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن میزد
کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود
برای گیس گلابتون اون روز مثل همیشه بود
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
ازمرگ جادوگر بد که از کتابا می اومد
نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم
نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی
چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمی دید
هوا نبود نفس نبود قصه به آخر نرسید
قصه های مادربزرگ آئینه خود منه
طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه
با دستای رفاقتت تاریکی وحشت نداره
نوری که حرف آخره به قصه مون پا میذاره
حیفه که شهر آئینه سیاه بشه حروم بشه
قصه تو قصه من اینجوری ناتموم بشه
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
از مرگ جادوگر بد که از کتابا می اومد
تا شعر گیس گلابتون یه شعر پر امید باشه
آئینه های تو به تو هر کدومش خورشید باشه
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جاوگر بگه
از مرگ جاوگر بد که از کتابا می اومد
نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق
نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی
- ۳.۶k
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط