{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا.ت بیو

ا.ت بیو
چند روزه که پریود شدم کوک هم نمیدونه خودمم نمیخوام بهش بگم اخه مگه می خواد چیکار کنه تازه سر خودشم که انقد شلوغه برا همین بهش چیزی نگفتم

کوک ویو
چند روزه احساس میکنم ا.ت داره ازم یه چیزی رو قایم میکنه و برای همین ذهنمو مشغول کرده یعنی اون چی میتونه باشه؟باید از بپرسم
از کمپانی اومدم بیون رفتم یه مقدار خوراکی خریدمو رفتم خونه
درو که باز کردم دیدم ا.ت داره گریه میکنه
سریع رفتم پیشش

کوک:ا.ت حالت خوبه یهو چت شد
ا.ت:ببخشید نمیخواستم بهت بگم چون پریودم دلم خیلی درد میکنه هق هق
کوک: مگه باهام پدر کشتگی داری که بهم نگفتی
۱ساعت بعد

کوک اعصابش خورد شده بود که
گفت:از این به بعد اگه بخوای چیزا هایی الکی رو قایم کنی کلتو میکنم فهمیدی

ا.ت هم سرشو به نشانه باشه بالا پایین کرد و
گفت:کوکی حالا قهری؟
کوک:معلومع
ا.ت :قهر نباش دیگه (رفتو دو شیر موز اورد)
ا.ت:بیا باهم شیر موز بخوریم دیگه قهر نکن باشه
کوک هم هیچوقت از شیر موز نمیگذشت
گفت:من دوتا چیز میخوام الان(لباشو غنچه کرد)
ا.ت:چی می خوای
کوک: یه شیر موز یه بوس ا.تی
ا.ت هم اروم لباشو گذاشت رو لبای کوک مکید


پایان
دیدگاه ها (۰)

امروز انرژی گرفته میخوام بیشتر ۳ پارت بنویسم و از همه ی اعضا...

سلام سیسی هاپارت ۴شروعات: ددی نه ته: دیگه مشکل من نیستات: م...

اولین روزی بود که سرحال بیدار شدمو به سمت اشپز خونه رفتم، جی...

«ته»امروز برای رفتن به جلسه امتحان کلی کارداشتم کارامو انجام...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط