شروع:( امید به اینکه نرینم به رمان)
شروع:( امید به اینکه نرینم به رمان)
پارت ۱
ویو ات
من اتم توی رستوران کار میکنم دارم پولام رکی همه میزارم که یه خونه اجاره کنم و پیش عمو زنمومم برم آخه اونا همیشه از ۱۰ سالگی میزدن( گریه کنیم براش واکنش صادقانه ات : میشه خفه شی واکنش من نه شنا بلدم)از روی تخت خوابم بلند شدم رفتم دستشویی( به ما چه) صورتم شستم خدایا مرسی عمو زن عموم نبودن من تا شب تو خونه موندم عموم اومد
چان سو : سلام عروسک عمو
رفتارش عجیب شده بود
ات: عمو حالت خوبه
چان سو : هه هه
یهو در زدن یه مرد خوشتیپ بود با بادیگارداش( من که میدونم رو تهیونگ کراش زدی ولی نمیتونم ثابت کنم)
تهیونگ:سلام خشگلم به چان سو بگو بیاد
ات : اولن من خشگل تو نیستم دومن الان صداش میکنم بیاد
(بچه تهیونگ رو ته مینویسم)
چان سو اومد تا اون یارو خوشتیپ رو دید افتاد رو زانو( من دارم مطمعن تر میشم که این رو کراش زده البته بایدم بزنه)
چان سو : قربان ببخشید تروخدا ببخشید لطفا(ترسیده)
ته خم شد چونه چان سو رو کشید برد بالا
ته: شرط داره قبول میکنی یا یه گلوله حرومت کنم (عربده)
چان سو: ب بله ه هر شر طی رو قبول میکنم
ته: دختر رو میخوام (عربده)
چان سو: بله حتما قربان میتونید ببرنیش
ته: خوبه صداش بزنه
چان سو : ات
ات: بله عمو
چان سو : تو با آقای کیم میری
ات: اما عمو
چان سو بلند شد میخاست به ات سیلی بزنه که ته دستش گرفت
ته: حق نداری به چیزی که مال من دست بزن مگرنه خودتو مرده بدون
چان سو : ببخشید قربان
پایان پارت
امید وارم خوشتون اومده با سیسی ها بچه از فردا پنج پارت مینویسم امروز فقط پارت نادم ببخشید ولی برای جبرا ۴ تا دیگه اضافه میکنم به پارت تعداد پارت هاهم ۵۰۰ تاست بای سیسی ۱ ساعت دیگه ۴ تا پارت میزارم
پارت ۱
ویو ات
من اتم توی رستوران کار میکنم دارم پولام رکی همه میزارم که یه خونه اجاره کنم و پیش عمو زنمومم برم آخه اونا همیشه از ۱۰ سالگی میزدن( گریه کنیم براش واکنش صادقانه ات : میشه خفه شی واکنش من نه شنا بلدم)از روی تخت خوابم بلند شدم رفتم دستشویی( به ما چه) صورتم شستم خدایا مرسی عمو زن عموم نبودن من تا شب تو خونه موندم عموم اومد
چان سو : سلام عروسک عمو
رفتارش عجیب شده بود
ات: عمو حالت خوبه
چان سو : هه هه
یهو در زدن یه مرد خوشتیپ بود با بادیگارداش( من که میدونم رو تهیونگ کراش زدی ولی نمیتونم ثابت کنم)
تهیونگ:سلام خشگلم به چان سو بگو بیاد
ات : اولن من خشگل تو نیستم دومن الان صداش میکنم بیاد
(بچه تهیونگ رو ته مینویسم)
چان سو اومد تا اون یارو خوشتیپ رو دید افتاد رو زانو( من دارم مطمعن تر میشم که این رو کراش زده البته بایدم بزنه)
چان سو : قربان ببخشید تروخدا ببخشید لطفا(ترسیده)
ته خم شد چونه چان سو رو کشید برد بالا
ته: شرط داره قبول میکنی یا یه گلوله حرومت کنم (عربده)
چان سو: ب بله ه هر شر طی رو قبول میکنم
ته: دختر رو میخوام (عربده)
چان سو: بله حتما قربان میتونید ببرنیش
ته: خوبه صداش بزنه
چان سو : ات
ات: بله عمو
چان سو : تو با آقای کیم میری
ات: اما عمو
چان سو بلند شد میخاست به ات سیلی بزنه که ته دستش گرفت
ته: حق نداری به چیزی که مال من دست بزن مگرنه خودتو مرده بدون
چان سو : ببخشید قربان
پایان پارت
امید وارم خوشتون اومده با سیسی ها بچه از فردا پنج پارت مینویسم امروز فقط پارت نادم ببخشید ولی برای جبرا ۴ تا دیگه اضافه میکنم به پارت تعداد پارت هاهم ۵۰۰ تاست بای سیسی ۱ ساعت دیگه ۴ تا پارت میزارم
- ۳۲
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط