{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کند...
روزی رفت ی کتانی نو خرید و اومد و به پسرک گفت بیا این کفشا رو بپوش...
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟!...
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه!...
پسرک گفت پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم که کفش ندارم...

(دوست خدا بودن سخت نیست...)
دیدگاه ها (۲)

همیشه خودت را " نقد " بدان تا دیگران تو را به " نسیه " نفروش...

ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﻴﻪ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻧﻴﻪ ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻴﻦ ﺯﻧﺎﺗﻮﻥﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺳﺘﻮﻥ ﺩ...

آیا می دانید در یک تحقیق جامعه شناسی مردان در ماه نسبت به زن...

این کوفت که خانمها به شوهرشون میگن میدونین یعنی چی ؟..ک : کل...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش های پاره و پای بر...

دوست خدا بودن سخت نیست . پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ...

دوست خدادوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید ...

دوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با...

دوست خدا بودن سخت نیست...پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط