{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت‌: من‌ فرشته‌ام‌!

گفت‌: من‌ فرشته‌ام‌!
قاضی‌ پرسید: بال‌ هایت‌ کو؟
گفت‌: بال هایم‌ را بریده‌اند!
قاضی‌ باور نکرد.
نیشخند زد و او را به‌ جرم‌ نداشتن‌ کارت‌ شناسایی‌ به‌ حبس‌ محکوم‌ کرد.
وقتی‌ می خواستند به‌ دست‌ هایش ‌دست بند بزنند ، ناگهان‌ چند فرشته‌ از پنجره‌ آمدند و او را با خود بردند.
ساعتی‌ بعد قاضی‌ در کتاب‌های‌ قانون‌ دنبال‌ ماده‌ای‌ می‌گشت‌ که‌ مربوط‌ به‌ تعقیب‌ مجرم‌ در آسمان‌ باشد.
دیدگاه ها (۱)

صدای قلب نیستصدای پای توستکه شبها در سینه ام می دویکافی ست خ...

شازده کوچولو گفت: شاید باورت نشه!گل با تعجب پرسید: چیو؟شازده...

ای دی شا گم کردم خدایا!!!!!!!

دو چیز خیلی سر و صدا می کندیکی خرده پولو دیگریخرده معلومات.....

Iove and the moonPart5کوک: بله شمایونا: باشه اما چرا تنهایی...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط