{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو کوک

ویو کوک
دیدم خبرنگار ها اونجان فهمیدم کار لیاست چون داشت با خنده به من و ات نگاه می‌کرد منم با پوزخند بهش زل زدم که یکی از خبرنگار ها به سمتم اومد (علامت خبرنگاره!)
!آقای جئون این راسته که شما میخوایید با یک آدم معمولی ازدواج کنید
_اره میخوام ازدواج کنم و اینش به کسی مربوط نیست که این خانم معمولی هست یا نه از این به بعد این خانم همسرمنه
!ببخشید اما تاریخ ازدواج تون کی هست و اسم همسرتون چیه؟
_هفته ی آینده قراره ازدواج کنیم و اسم همسرم هم لی ات هستش و اگر اجازه بدین ما دیگه باید بریم
ویو ات
وقتی اون حرفا رو زد خیلی دوست داشتم واقعی بود اما اینا همش یه نقشه بود... اینارو ولش من چجوری به مامان و بابا بگم اصن من چرا قبول کردم دیگه نفهمیدم چی گفت تو فکر بودم یه دفعه دستمو گرفت و رفتیم بیرون که گفت
_آخيش راحت شدم آدرس خونتونو بده
با تعجب گفتم
+چراا؟
_واسه اینکه برسونمت
+آها باشه
آدرسو دادم رفتیم تو ماشین سکوت بود که من اون سکوت شکستم و گفتم
+من الان به مامانم و بابام چی بگم
_اونش با من اگه فردا بابات نیومد و بهت نگفت آماده بشو خاستگاری داری
+از کجا اونقد مطمئنی
_اونش دیگه به تو ربطی نداره
که یهو.......
ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۱)

🔮ته🔮هوپی🔮کوکی🔮

🎀جیمینا🎀

بچه ها میخوام زودتر فیکی که بیشتر بهش میخوره ازدواج قراردادی...

پارت ۸ویو تهیونگ که یهو لیا اومد پیشمون و گفت &سلام به همگی ...

تک پارتی از شوگا ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی و طبق معمول...

P: 8. MY home

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط