{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالهاست

سالهاست
خانه هیچ زنی "مرد" نمی خواهد
همدم میخواهد
یک دوست میخواهد
که پیرهن گل گلی
و چشم های پرحرف بانو را بفهمد

مرد که در خیابان زیاد است
سالهاست خانه ی زن ها
جهانی میخواهد
که فقط درک کند
و آغوشش خوب کار کند...
دیدگاه ها (۲)

‏چون ز شب نیمی بشد مستان همه بی خود شدندما بماندیم و شب و شم...

گر چه پیرم،تو شبی تنگ در آغوشم گیر ...تا سَحرگه زِ کنار تو ج...

ﻧﻪ کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ...

سلام دوستان ..یه مدتیه که کمتر ویس میام و شرمنده محبت همه شم...

حکایت آموزنده معامله با خدا مردی داخل بقالی محله شد ، و از ب...

فرشته کوچولو(۲).........پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط