{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور نکردی ای دوست حال شکسته ام را

باور نکردی ای دوست حال شکسته ام را
یک بار هم ندیدی دنیای خسته ام را
.
وقتی که با خیال چشمت غزل نوشتم
خواندی نکرده های این دست بسته ام را
.
با واژه های شعرم تا آسمان رسیدی
باور نکرده قلب در خون نشسته ام را
.
ای کاش می شنیدی وقت جدایی از من
آه پر آتش از این سینه رسته ام را
.
می خواستم بهاری با تو شود زمستان
پاییز کرده رفتی عید خجسته ام را
دیدگاه ها (۱)

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

وقتی والیبالیست بودی‌...¹کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط