باور نکردی ای دوست حال شکسته ام را
باور نکردی ای دوست حال شکسته ام را
یک بار هم ندیدی دنیای خسته ام را
.
وقتی که با خیال چشمت غزل نوشتم
خواندی نکرده های این دست بسته ام را
.
با واژه های شعرم تا آسمان رسیدی
باور نکرده قلب در خون نشسته ام را
.
ای کاش می شنیدی وقت جدایی از من
آه پر آتش از این سینه رسته ام را
.
می خواستم بهاری با تو شود زمستان
پاییز کرده رفتی عید خجسته ام را
یک بار هم ندیدی دنیای خسته ام را
.
وقتی که با خیال چشمت غزل نوشتم
خواندی نکرده های این دست بسته ام را
.
با واژه های شعرم تا آسمان رسیدی
باور نکرده قلب در خون نشسته ام را
.
ای کاش می شنیدی وقت جدایی از من
آه پر آتش از این سینه رسته ام را
.
می خواستم بهاری با تو شود زمستان
پاییز کرده رفتی عید خجسته ام را
- ۳.۳k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط