{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی والیبالیست بودی‌...¹

وقتی والیبالیست بودی‌...¹

کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ای..
چهره ی سردی داشت..تاحالا کسی لبخندش رو ندیده..ولی پشت اون چهره،یه دختر گوگولیه
کسی که تاحالا باخت رو تجربه نکرده..طرفداران زیادی داره..اما یک نفر،فقط یک طرفدار نیست...

مثل همیشه،یه پیروزی دیگه کسب کردی..طرفداران از جاشون بلند شدن و شروع کردن به تشویق
لبخند محوی زدی..‌که از دید همه پنهان بود،به جز یک نفر..کسی که همیشه در قسمت وی‌ای‌پی،با ماسک تورو تماشا میکرد...

رفتی خونه..
کیکی که از قبل اماده کرده بودی رو روی میز گذاشتی و به مناسبت بردت،خوردی
چشمات رو از روی خوشمزگیش بستی:"عاشق کیک شکلاتیممممم"
یه تیکه ی دیگه داخل دهانت گذاشتی:"بمیرم برات کیک شکلاتییییی"
خودت از حرف خودت خنده‌ات گرفت..
بعد از تموم کردن یه کیک دوطبقه،خودتو روی تخت پرت کردی و به خواب فرو رفتی..
صدای زنگ گوشیت اومد:ساعت ۹شب بود!یعنی وقت پیاده‌روی تو
با بی حوصلگی بلند شدی..
ابی به دست و صورتت زدی..لباس ورزشی گرمی پوشیدی و هدفونت رو گذاشتی..کلاه هودیت رو سرت کردی و رفتی بیرون
همون لحظه بارون گرفت..موزیک رو پلی کردی
داخل چاله های اب،میپریدی..میرقصیدی و میدوییدی
به یه سوپر مارکت رسیدی
یه بطری اب گرفتی،که چشمت افتاد به یه نفر
داشت به صورت نامحسوس نگاهت میکرد..ولی تو فهمیدی
رفتی کنارش:"چرا همش نگاهم میکنی؟"
خندید:چون طرفدارتم"
چهره ی سردت رو حفظ کردی:"اها..چقدر وقته؟"
شونه انداخت بالا:"از زمانی که اولین بردت رو توی باشگاه گانگ داشتی"
یعنی روز اولی که وارد این ورزش شده بودی..حدودا ۶سالی میشه!
چشمات گرد شد:"اوووو"
و جوری که تو نشنوی گفت:"شاید یکم بیشتر از یه طرفدار"
یه برگه و یه خودکار بهت داد:"امضا؟"
با سر تایید کردی..خودکار رو ازش گرفتی و بهش امضا دادی..و از اونجا خارج شدی
فروشنده به پسر گفت:"اون واقعا تورو نمیشناخت؟"
پسر شونه بالا انداخت:"شاید نه..ولی من خیلی دوستش دارم"
فروشنده گفت:"چون معروفه؟"
سرشو تکون داد:"نه..واقعا عاشقشم..."

و از پنجره،به تو که داشتی توی بارون میرقصیدی نگاه کرد...
چهره‌اش برات اشنا بود..انگار جایی دیدیش
اما نمیدونستی اون مرد،همون کسیه که همه فقط میخوان یکبار ببیننش...

-نظرتون رو بهم بگید...
دیدگاه ها (۱)

بچه ها درخواستی هاتون رو بگید...

وقتی دوست داداشت بود...یک سال بود که تو با جیمین قرار میذاشت...

فرشته من

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط