{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁴⁸

نگاهم افتاد روی جونگ کوک صورتش دقیقا مقابل صورتم بود و زل زده بود ب نقطه ای و توی فکر بود

نگام پایین تر رفت و روی لباش نشست
آب دهنمو قورت دادم
هی مری به خودت بیا

نفس عمیقی کشیدم که حالم یکم سرجاش بیاد اما تاثیری نداشت

بی اراده دستمو بالا اوردم و انگشت اشارمو گذاشتم روی لباش و حرکت دادم

با این کارم نگاهش اومد سمتم

(از اینجا به بعد مکالمه مری و جونگ کوک خیلی آرومه و جوریه که فقط خودشون میشنون)

_داری چکار میکنی؟

+نمیدونم

مست لباش شده بودم
دلم میخواست امتحانشون کنم

مست نبودم
اما کارام دست خودم نبود

روی نوک پاهام وایسادم تا بهش برسم و بدون اراده لبم رو روی لبش گذاشتم و چشامو بستم

منو از خودش جدا کرد و بعد گفت

_هی دختره آشغال دیوونه شدی؟
اینقدر منو بازی نده الان دیگه فهمیدم که دختر اون حروم. زاده ای و توهم مثل خودشی

+ببخشید منم اصلا دلم نمیخواست دختر راکسون باشم(اشک تو چشاش جمع شده و زل زده به کوک)

دوباره لبام رو روی لباش گذاشتم
اما عمیق تر
اینبار منو از خودش جدا نکرد من بودم که ازش جدا شدم

_لعنتی!
منم دیوونه شدم

اینو گفت و لباش رو روی لبام گذاشت
من فقط لباش رو لمس کردم
اما اون الان داشت منو میبوسید

دستاشو دور کمرم حلقه کرد و منم یکی از دستام رو توی موهاش فرو کردم و اون یکی رو قاب صورتش کردم

منو به دیوار چسبوند و به کارش ادامه داد..

...:هی بچه ها این صدای چیه؟

با شنیدن صدای یکی از اون دخترا سریع ازم جدا شد و دستش رو دوباره جلوی دهنم گذاشت

_لعنتی گمشین بیرون دیگه(آروم)

...:نمیدونم احتمالا به نظرت اومده بیایین بریم دیگه

...؛اوهوم بریم دخترا

و رفتن بیرون...
دیدگاه ها (۰)

سکوت پیستPart:⁴⁹بعد از رفتن اون دخترا جونگ کوک خیره شد بهم_ف...

سکوت پیستPart:⁴⁷(ویو مری)رفتم داخل دست شویی که یکی پشت سرم ا...

سکوت پیستPart:⁴⁶همه مشغول حرف زدن بودن که جونگ کوک رو به پدر...

My uncle (part 49)

سکوت پیستPart:⁸انگار حرفاشون تموم شده بود که داور سمتم اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط