سکوت پیست
سکوت پیست
Part:⁴⁶
همه مشغول حرف زدن بودن که جونگ کوک رو به پدرم گفت
_جناب جانگ این خانم رو معرفی نمیکنین؟
راکسون:معرفی کردم دخترم رو اما شما نبودین
دوباره میگم ایشون دخترم جانگ مریه
لعنتی
استرسم چند برابر شد
دستم زخم شده بود از بس پوستش رو کندم
_جانگ مری؟
راکسون:بله جانگ مری
داشتم پوست دستم رو میکندم که یهو بدجور سوخت و آخی از دهنم خارج شد
این یوپ:مری چیشد؟
خوبی؟
+آ. آره خو. بم(آروم)
این یوپ:دستت چرا زخم شده؟
+چی.چیزی نیست
این یوپ:نه بزار ببینم(دست مریو میگیره)
+گفتم خوبم دست از سرم بردار این یوپ(دستشو میکشه)
راکسون:هی عوضی درست رفتار کن(جوری که فقط مری بشنوه)
موهام جلوی دیدمو گرفته بودن و خوب نمیتونستم جونگ کوک رو ببینم
_خانم جانگ چرا اینقد صورتتون رو پوشوندین؟
همه نگاه ها افتاد روی من
کف دستام عرق کرده بود و دهنم خشک شده بود
راکسون:آه دخترم یکم خجالتیه(موهای مریو میده کنار)
و بلخره فهمید من دختر راکسونم
همچی تموم شد
_عا چه خانم زیبایی
+مم. ممنونم(بغض)
+پدر من میرم سرویس بهداشتی
سری به نشونه تایید تکون داد که پاشدم و رفتم سمت سرویس
اشکام مثل بارون میریخت دست خودم نبودو فقط داشتم اشک میریختم...
(ویو جونگ کوک)
با دیدن مری چشام گرد شد
یعنی چی
مری دختر راکسونه؟
هردو زل زده بودیم به هم و هیچی نمیگفتیم
پس همه اینا نقشه بود!
نقشه تو و پدرت بود
پس بگو چرا اون شب که اسم جانگ راکسون رو از زبون من شنیدی و اینقد ترسیدی
ترسیدی که یهو بفهمم که تو دختر اون حروم. زاده ای
ترسیدی بفهمم که توهم از گوشت و خون اون مردک عوضی
لعنت به من که گول بازی شما رو خوردم...
پاشد تا بره سرویس که منم یکم بعد از رفتنش پا شدم و دنبالش رفتم
Part:⁴⁶
همه مشغول حرف زدن بودن که جونگ کوک رو به پدرم گفت
_جناب جانگ این خانم رو معرفی نمیکنین؟
راکسون:معرفی کردم دخترم رو اما شما نبودین
دوباره میگم ایشون دخترم جانگ مریه
لعنتی
استرسم چند برابر شد
دستم زخم شده بود از بس پوستش رو کندم
_جانگ مری؟
راکسون:بله جانگ مری
داشتم پوست دستم رو میکندم که یهو بدجور سوخت و آخی از دهنم خارج شد
این یوپ:مری چیشد؟
خوبی؟
+آ. آره خو. بم(آروم)
این یوپ:دستت چرا زخم شده؟
+چی.چیزی نیست
این یوپ:نه بزار ببینم(دست مریو میگیره)
+گفتم خوبم دست از سرم بردار این یوپ(دستشو میکشه)
راکسون:هی عوضی درست رفتار کن(جوری که فقط مری بشنوه)
موهام جلوی دیدمو گرفته بودن و خوب نمیتونستم جونگ کوک رو ببینم
_خانم جانگ چرا اینقد صورتتون رو پوشوندین؟
همه نگاه ها افتاد روی من
کف دستام عرق کرده بود و دهنم خشک شده بود
راکسون:آه دخترم یکم خجالتیه(موهای مریو میده کنار)
و بلخره فهمید من دختر راکسونم
همچی تموم شد
_عا چه خانم زیبایی
+مم. ممنونم(بغض)
+پدر من میرم سرویس بهداشتی
سری به نشونه تایید تکون داد که پاشدم و رفتم سمت سرویس
اشکام مثل بارون میریخت دست خودم نبودو فقط داشتم اشک میریختم...
(ویو جونگ کوک)
با دیدن مری چشام گرد شد
یعنی چی
مری دختر راکسونه؟
هردو زل زده بودیم به هم و هیچی نمیگفتیم
پس همه اینا نقشه بود!
نقشه تو و پدرت بود
پس بگو چرا اون شب که اسم جانگ راکسون رو از زبون من شنیدی و اینقد ترسیدی
ترسیدی که یهو بفهمم که تو دختر اون حروم. زاده ای
ترسیدی بفهمم که توهم از گوشت و خون اون مردک عوضی
لعنت به من که گول بازی شما رو خوردم...
پاشد تا بره سرویس که منم یکم بعد از رفتنش پا شدم و دنبالش رفتم
- ۱.۴k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط