{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهانی بود..

ناگهانی بود..
آمدنش را میگویم،
درست همان موقع که از تمام احساسات درونم دست کشیده بودم،
همان وقت که دلخوشی های دخترانه ام را فراموش کرده بودم،
از راه رسید..
با کوله باری پر از دلخوشی،
با چمدانی پر از امید،
از راه رسید..
آمد تا گرد خوشبختی به زندگیم بپاشد،
آمد تا لحظه هایم را در خنده و خوشی غرق، و تمام تلخی های گذشته را دفن کند،
که ناگهان دل لرزید و عاشقش شدم..
و چقدر این ناگهانی ها خوب است..
و چقدر این عشقِ ناگهانی شیرین..
دیدگاه ها (۱)

‏بهتر از اینم داریم که بغلش کنی در گوش ت بگه؛‏مرا خیال تو بی...

‏یه سکوتیم هست،مال بعد از شنیدن یه سری از حرفاییه که نباید م...

#تیکه_کتاب 📚 در حســـرت دیــدار تـــــوآواره ترینــــم...✒

من مطمئنم خدا وقتی داشت تو رو می آفرید یه آغوش واست ساخت که ...

Love between fire and shadows ...

Mafia-Knig پادشاه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط