{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد که دلت قصد عبادت بکند

کاش می شد که دلت قصد عبادت بکند
چون نسیم از گل پژمرده عیادت بکند
عاشقت سخت به دوری تو عادت کرده
کاش می شد که به آغوش تو عادت بکند
چه کسی هست که با این که فراموش شده
باز هم یک طرفه این همه یادت بکند
چه کسی مثل من آن لحظه که غمگین هستی
همه کاری کند آن لحظه که شادت بکند
کاش من آینه قدّی اتاقت بودم
دیدی آن کس که به آیینه حسادت بکند؟
دیدگاه ها (۹)

امشب نشستم سوی تو  دل داده بودم کوی تودیدم  چو خود دیوانه ای...

امشب به کوچه های خیالت قدم زدمنقشی دگر ز عشق به خاطر رقم زدم...

راضی‌ام باتو اگرسهم دلم غم بشودو بهشت من اگر با تو جهنم بشود...

از بودن با تو از این آغاز می ترسماز اینکه با من می شوی همراز...

تمامِ تواسم تمام روزهایم شد به نام تو  آغاز من، تکرار زیبای ...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط