{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را میخواهمت أما جدا از دیگران تنها

تو را میخواهمت أما جدا از دیگران تنها
تورا میخواهمت چون ماه در هفت آسمان تنها

چه زیبا میشود وقتی که من باشم تو هم باشی
به دور از حرفها و خنده های این و آن ..تنها

تو وقتی نیستی دورم شلوغ است و همه هستند
همه هستند و من هستم ولی در جمعشان تنها

تو را میبینم و با یاد تو هی شعر میگویم
تو اما نیستی اینجا و من هم همچنان تنها

تمام دشمنی ها را به پای دوستی بگذار
که حتی میشوی گاهی میان دوستان تنها
دیدگاه ها (۳)

ازشعر خوشم آمد و کم کم به سرم زدچون بین من و عقل مرا پاک به ...

دل مرا که شده بی قرار لبخندتچه می شود بنشانی کنار لبخندت ؟به...

قــــــــــــــــول داده بودم که بــــــــــــــــمانم تابخـ...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم . . .وچکه چکه می چکم...به ...

در میان افکار پریشانم گمشده ام .... میانِ بی‌نظمیِ ذهن، نظمی...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط