{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعتم را گم کرده ام

ساعتم را گم کرده ام
انگار سالهاست پشت درهای بسته مانده ام
می خواستم خلاص کنم
خیابان را از کافه
پاییز را از باران
زندانی را از اخرین تیر
خودم را از تو...
اما در تاخیر قطار عصر جا ماندم
چه کسی باور می کند
باریدن برای کسی
که هیچ وقت از خاطرات ابری نمی شود
چقدر سخت است ؟؟؟؟

☑️ #ابریشم_معینی
دیدگاه ها (۱)

مدتیست که دیگر شب،شب نیست!همان ادامه ی روز است...کمی تاریکتر...

ساعتم را گم کرده امانگار سالهاست پشت درهای بسته مانده اممی ...

سکوت هم که می کنمچیزی " ناگهان" متولد می شود حافظه ام تاریخ ...

ما آدمها ...همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم..غافل...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت نه...

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط