{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه سایه ای پدر دیدم

نه سایه ای پدر دیدم
و نه نخوردم نانی از او🤌
یک بوسه ای عشق و آشنایی❤️‍🔥🫴
صد بوسه رل دوستی و درآخر جدایی
و از آن پدر سوختگی و حرکات🤷
مثلن؟🤨
🤤
دیدگاه ها (۱)

سرنوشت دیگران بر تو هیچ عبرت نشدخود میشم اسیر سرنوشت عبرت بر...

بگو از طرف شام میریم به خانه ای خاله بگو خاله را من ندیدم یک...

بیچاره سارا😔که دنبال دارا رفت و گم شددگر ندیدمش🥀🍃🕊️

من میگم ملت من بخاطر نداری حالا بهر دلیلی نمی‌تونند گوشی لوک...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط