{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتهاست

مدتهاست
تصمیم گرفته ام
هر گاه کسی را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست

به یادروزی باشم که ممکن است
هرگز در دنیا نباشد
ان روز را مرور میکنم
انقدر که نبودنش را باور کنم
بعد در ذهنم برایش غمگین میشوم
و
شاید یک عزاداریِ ذهنی

وبعد ارزو میکنم کاش
بود واز او میگذشتم

بعد به خودم میگویم
حالا او هست پس ببخش وفراموش کن

از بخششم
شاد میشوم
واز بودن او شادتر
به همین راحتی
این فرمول آرامش من است
دیدگاه ها (۴)

میدونی چرا ادم برفی عمرش کوتاه!؟چون وقتی میسازیمش با عشق میس...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

شمع به کبریت گفت:از تو میترسم تو قاتل من هستی...کبریت گفت:از...

.باید خدا را بردارمبگذارم در کوله پشتیببرم یک گوشه ی دنجتنها...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

مدتهاستتصمیم گرفته امهر گاه کسی را نخواستمیا از او رنجیدمیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط