{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 14 دلباختهـــ

پارت 14 دلباختهـــ

رسیدند خونه تهیونگ پیاده شد در ماشین رو باز کرد.
_بیا بیرون.
+اخ!
_چته؟
+پام پام
_بیشتر کفش پاشنه بلند بپوش
+به جون خودم هرکی که کفش پاشنه بلند رو اختراع کرده با زنا مشکل خاصی داشته
_هرچند که تو دختری
+قبلا بودم الان زنم
_هاااا؟ (داد)
+شوخی کردم
_مزخرف
ا. ت رو براید استایل بغل میکنه میبره داخل عمارت.....
(تهیونگ ویو)
از این زاویه خیلی جیگره
بیخیال ولی یه سوال چرا تو این مدت که ا. ت رفته بود من دختر باز شدم؟
(از اون دختر ها هستن که اجاره میگیرن واسه +18 از همون دخترا هر شب اجاره می‌کرد و پول خوبی بهشون می‌داد فقط باهاشون می‌خوابید همه کار می‌کرد بجز مرحله اصلی که
بهتر بگم واسه حاملگی اون رو انجام نمی‌داد)

لیسا رو بردم گذاشتم رو تخت اتاق خودم
یهو بادیگارد فیلیکس اومد (فیلیکس¢)
¢ارباب
_چیه
¢باند مافیای جیمین بهمون حمله کرده!
_وات؟
¢قربان شما باید برید
_میرم خارج از شهر ماشین آماده کن
¢آماده هست
رفتم سوار ماشین شدم و به سمت بیرون شهر حرکت کردم با اینکه جایی نداشتم فقط سعی داشتم از شهر بیرون برم
3 ساعت بعد خارج از شهر ساعت 3 شب
خیلی خسته بودم یه گوشه وایستادم و شب رو تو ماشین خوابیدیم ا. ت هنوز خواب بود از دنیا خبر نداشت
فلش بک به فردا صبح.......
*************************
حمایت یادتون نره!
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
دیدگاه ها (۱۷)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط